میثاق نامه
دانشگاه هم شروع شد البته بعد از مدت ها انتظار، دانشگاه فرهنگیان،همیشه رفتن اولین روز واسه شروع یک مقطع تحصیلی واسم عذاب آور بوده آدم به شدت احساس غریبی میکنه حتی اگه چند تا از رفیقاش هم باهاش باشه. امروز مراسم افتتاحیه دانشگاه بود مثله اینکه ما اولین ورودی دانشگاه فرهنگیان بودیم خوشبحالمون ،به هر حال خوب بود رفتیم سالن آمفی تئاتر بعد از سخنرانی رئیس دانشگاه و چند تا از اساتید دیگه مراسمی بود به اسم میثاق نامه که باید سوگند یاد میکردیم که شغل معلمی رو باید به نحو احسنت انجام بدیم، اون لحظه واقعا لحظه ی با احساسی بود امیدوارم بیشتر این سوگند ها پا بر جا بمونن آخه میگفتن معلم بودن مقدسه ،شغل الهیه هر معلمی باید دلسوز باشه.
آدم های متفاوتی اومده بودند بعضی ها اصلا قیافشون به معلم بودن نمیخورد بعضی ها هم برعکس.
امروز من بیشتر به میثاق نامه فکر میکردم تا بقیه ی چیز ها بدجور ذهنم رو به خودش مشغول کرده امیدوارم بتونم بهش عمل کنم هیچ موقع حتی به دهنم هم خطور نمیکرد که بخوام واسه یک کاری سوگند یا همون قسم بخورم به هرحال یکی از پیش آمد های زندگیمون و جزئی از سرنوشتمون بود که معلم بشیم قبلنا ها که تو این رشته قبول شده بودم تردید داشتم همش فکر های منفی تو ذهنم بود که من نمیتونم معلم بشم تواناییش رو ندارم ولی خب دیگه از این فکر ها نمیکنم.
محمد جواد
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 0:20 توسط مریم
|